آشنایی با استاد ( زندگینامه، خاطرات، مصاحبه با استاد )ِ

وهمواره آرزومندان نیل بهحقیقت رادر طریق حقّ با براق عشق الهی به سوی کمال مطلق برده اند. آنچهدرزیر می خوانید شمه ای از شرح حال هنرمند متعهد واهل دل روشن ضمیری استکه رنگ آمیزی بر روی بوم رابا بیرنگی جان ودل همراه نموده است وره آوردمعنویّت وشناخت رادر نقش آفرینی صورت وترسیم سیرت انسانی به ظهور رسانیدهاست».استاد یعقوب قمری شریف آبادی» صاحبدل فرزانه وهنرمند اهل معنایی است کهنشان رنج وتعب فقر ومبارزه چندین ساله در عرصه جهاد اکبر ، مجاهدت با نفسومبارزه با صهیونیزم در جبهه های سوریه ولبنان را بر جبین مبارک خویشدارد. واگر چه از درس و بحث مدرسه جز بهره ای اندک نیندوخته، امّا قلبشسرشار از معارف عمیق توحیدی واسرار ژرف ربوبی است،آنگونه که اندیشمندان ومتفکران علوم رسمی هرگاه در محضر بهشتی اش جلوس کرده اند، انگشت تحیّر واعجاب بر دهان گرفته وزبان به تحسین گشوده اند که چگونه با وجود این مرتبهاندک علم ظاهر، از عالیترین درجات معنوی و معارف لدنّی برخوردار است !! آری ایشان با تأسّی از منش پیامبران امّی به تجربه دریافته اند که دستیابیبه حقایق ومعارف عظیم قرآن ، نیل به مقام رفیع سلیمانی ورِؤیت جمال بکرعالم ولایت ، بسته به علم ودانش نیست و تنها نیازمند تزکیه و طهارتوپاکدامنی نفس است،چه اینکه«لایَمَسُّهُ إلاَّالمُطَهَّرُونَ» دلالت برفهم وشناخت بر کتاب آفرینش و قاموس حقایق قلب صحیفه نورانی قرآن در پرتوتهذیب و طهارت معنوی دارد. بدین ترتیب سالهاست که ایشان به مدد غیبی حضرت دوست در کمال بردباریواستقامت و شکیبایی، مشعل فروزان هدایت محفلمان می باشد و شکوفه های اسرارو لطایف حقّ را که از اعماق قلبش می تراود با قلم عشق و شهود بر صحیفهءدلمان ترسیم می کندو از شهد روح افزای کلامش سرمستمان می سازد وچون سراجمنیر،ما را به صراط مستقیم کمال انسانی رهنمون می باشد. هر چند سالیان متمادی است که غبار گمنامی و غربت بر چهره این نگار به مکتبنرفته نشسته، امّا ذوق سرشار وسرانگشتان خالق زیبایی وتوانمندش در صحنهعشق وشرف و جهاد وسلوک از او هنرمندی متعهد ساخته است. بطوری که نقاشیظاهر را با نقش آفرینی باطن همراه نموده واز هر قطره رنگ قلمش،دریایی ازبیرنگی و صفا می چکد ودر فوران عشق از ژرفای وجودش، جهانی از بصیرتووارستگی را به ارمغان می آورد وبه أحسن وجه، صورت وسیرت الهی را با همجامع می باشد. حضرت استاد که عمر مدیدی با قلم وقدم در خدمت اسلام وانقلاب وامام (ره) بوده اند، چگونگی ورود در عالم هنر نقاشی ووادی عرفاناسلامی را اینگونه بیان می دارند: «سالهای اولیه زندگی را با صبر واستقامت وپایداری وبا عنایت حضرت ربّ سپری کردم وبا تعمقی در حد استعدادخویش به جرگه عشق ومعرفت راه یافتم. درواقع زندگی هنری من با الهامیروحانی به هنگام کار دریک کارگاه نسّاجی شروع شد که بدنبال آن احساس کردم،استعداد خدادادی نسبت به هنر نقاشی در وجودم نهفته است. بدین ترتیب نسیمشوق وامید در تار و پودم دمیده شد و با ذوق وعطشی وصف ناپذیر به عالم هنروهنرمندان روی آوردم وبه مطالعه زندگانی نقّاشان بزرگ جهان پرداختم، دراین بین زندگی وسبک «رامبراند»، نابغه ونقاش چیره دست هلندی، توجه مرا بهخود معطوف داشت .با استفاده از کتب راهنما ، سبک اورا که«کلاسیک» نامیدهمی شود وهمیشه زمینه تابلوهایش تیره می باشد و از یک کانون، نور وروشناییساطع می شود، برگزیدم و با همّت و تلاش پیگیر و شبانه روزی، راه پرفرازونشیب هنر را بدون درک محضر استاد طی نمودم وهمواره در این مسیر سعی داشتهام که قلم را با خمیر مایه درد به صبغة عشق ومعرفت آغشته سازم وبا توکل بهخدای رحمان بر روی بوم ترسیمگر حقیقت باشم. طولی نکشید که فجر انقلابشکوهمند اسلامی در کشور عزیزمان طلوع کرد وبنده نیز بر حسب وظیفه خویش، طیسالیان متمادی با کشیدن تابلوهای متعدد از سیمای شخصیتهای بزرگ انقلاببویژه حضرت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری وامام موسی صدر، به خلعتخدمت به امام و انقلاب مفتخر شدم. خوب یادم هست، در همان ایّام شهادت دکتر بهشتی و هفتادو دوتن از یارانش،با پشتکار و علاقه وافر، به ترسیم 14 تابلو به سفارش حزب جمهوری اسلامیمشغول شدم و بعدازظهر روزی که ترسیم اولین تابلو یعنی چهره شهید مظلومدکتر بهشتی به اتمام رسید، در عالم خواب دیدم که حضرت امام(ره)بر پیشانیبنده بوسه زدند بطوری که پس از بیداری از خواب، رطوبت دهان مبارک ایشان رابر پیشانیم احساس می نمودم. پس از چندی در سفر به مکّه معظمه که به لطفوعنایت حضرت حقّ ، به عنوان نیروی تبلیغاتی به آن مکان شریف رهسپار شدم ،تلاش زیادی در جهت ترویج وشناساندن انقلاب نو پای اسلامی(در سال 1359 ﻫ .ش.) از جمله پخش عکسها و پوسترهای امام خمینی(ره) در بین حاجیان ایرانیومسلمانان جهان انجام دادم. وهمچنین در سال 1362 ﻫ .ش. بدنبال دعوت سپاهپاسداران شهر ستان ورامین به مناطق جنگی سوریه ولبنان اعزام شدم تا درکنار ترسیم تابلو به تربیت وتعلیم نقّاشی به جوانانِ با ذوق وسرشار از شوقلبنانی بپردازم، که این مهم را در شرایط دشوار جنگی و زیر بمباران شدیدهوایی و حمله های موشکی رژیم اشغالگر قدس وهمپیمانان او (امریکا وفرانسهو...که در آن ایّام مقرّ تفنگداران آنها توسط نیروهای فداکار لبنانی منهدمشده بود)به انجام رساندم. در ایران نیز این روند عاشقانه را ادامه دادم تااینکه پس از چندین سال ارائه خدمات طاقت فرسای هنری در راستای اهداف مقدّسانقلاب اسلامی، (در سال 1366ﻫ. .ش .) شبی حضرت امام خمینی (ره) در عالممعنا ،مرا به پاس خدماتم به وادی عشق و عرفان رهنمون گشتند . در جریان اینواقعه ،پس از مدّت زیادی که با ایشان قدم می زدیم ،به من رو کرده، فرمودند : می خواهم به شما مقام معنوی اعطا نمایم . حتی علی رغم اصرار چندین بارهمن، مبنی بر این که تحصیلات کافی را برای این منظور دارا نیستم ،ایشان باتبسّم پر معنایشان ،همان سخن را تکرار فرمودند . پس از این واقعه بود کهدر خود احساس شیگفتگی نا خوداگاه به معارف وکتب معنوی حضرت امام (ره) ازجمله کتابهای شریف مصباح الهدایة إلی الخلافة و الولایة،سّر الصلواة،تفسیر سوره حمد و شرح دعای سحر نمودم و به مدد قدسی ایشان از فیوضات اهلمعرفت بهره مند گردیدم . در آخر نا گفته نماند که در تمامی مراحل زندگیمعنوی و پیشرفت بسوی کمال باطنی، نقش همراهی رفیق و شفیق ملکوتی ام،همسرم، رقیّه خاتون حیدری -که هم اکنون سر پرستی جلسه معنوی «مکتب الزهرا)س)» ویژه خواهران را بر عهده دارد – وصف ناپذیر می باشد «.


/ 1 نظر / 6 بازدید
زهرا قمری

با سلام وبلاگ بسیار زیبایی دارید. رنگ بسیار زیبا و جالبی انتخاب کرده‌اید. مطالب هم عالی است. همیشه موفق و موید باشید. در پناه ولایت. ان شا, الله با تشکر